داستان و متنهاي زيبا
توانم آن را بخورم!
می خواهم زير يک درخت بلوط بزرگ بنشينم و با دوستانم
بستنی بخورم .
می خواهم درون يک چاله آب بازی کنم و بادبادک خود را در
هوا پرواز دهم.
می خواهم به گذشته برگردم، وقتی همه چيز ساده بود،
وقتی داشتم رنگها را، جدول ضرب را و شعرهای کودکانه
را ياد می گرفتم،
وقتی نمی دانستم که چه چيزهايي نمی دانم و هيچ
اهميتی هم نمی دادم .
می خواهم فکر کنم که دنيا چقدر زيباست و همه راستگو
و خوب هستند.
می خواهم ايمان داشته باشم که هر چيزی ممکن است
و می خواهم که از پيچيدگيهای دنيا بی خبر باشم .
می خواهم دوباره به همان زندگی ساده خود برگردم،
نمی خواهم زندگی من پر شود از کوهی از مدارک اداری،
خبرهای ناراحت کننده، صورتحساب، جريمه و ...
می خواهم به نيروی لبخند ايمان داشته باشم، به يک
کلمه محبت آميز، به عدالت، به صلح، به فرشتگان، به
باران، و به . . .
اين دسته چک من، کليد ماشين، کارت اعتباری و بقيه
مدارک، مال شما.
من رسماً از بزرگسالی استعفا می دهم .
نويسنده:
سانتيا سالگا
شیطان و فرعون
یه روز فرعون نشسته بود و به فکر رفته بود که شیطان
میاد سراغش. شیطون به فرعون میگه اگه میتونی کاری
کن که این چوب به طلا تبدیل بشه . فرعون گفت: من از
اسن کار عاجزم . ولی اگه
تو میتونی این کار رو انجام بده.
شیطان چوب رو تبدیل به طلا کرد . وفرعون مات و مبهوت
بهش نگاه کرد
فرعون به شیطان گفت: تو خیلی استادی و من هیچکسی
رو ندیدم مثل تو
شیطان رو بهش کرد و گفت:((( من با این همه استادی رو
به بندگی قبول نکردن
تو چطور با این حماقتت دعوی خدایی میکنی؟؟)))
جملات قصار
الکساندر دوما : در کنجکاوی همانقدر لذت نهفته است که
در تمام خواستن های شدید. لذت دانستن و کنجکاوی
آنقدر است که زندگی خیلی از کنجکاوان را به باد داده
است.
آلبرت انیشتین : در سقوط افراد در چاه عشق، قانون جاذبه
تقصیری ندارد.
امام على(علیه السلام): مؤمن شادمانى اش در صورت و
اندوهش در دل است، سینه اى گشاده و نفسى فروتن
دارد، بالانشینى را کراهت دارد، سکوتش طولانى و
اوقاتش مشغول است، شاکر و شکیبا است.
جبران خلیل جبران : براي كشف زيبايي است كه زندگي
مي كنيم، باقي همه انتظار است و انتظار.
كنفوسيوس : آنكه به فكر فردا نيست، به غم فردا گرفتار
خواهد شد.
شمس تبریزی : معني صبر افتادن نظر است بر آخر كار، و
معني بي خبري نارسيدن نظر است به آخر كار.
منتسكيو : انسان مانند رودخانه است. هر چه عميق تر
باشد، آرام تر است.
جيمس كونانت : لحظه اي به لاك پشت بنگريد. او تنها
وقتي پيش مي رود، كه گردنش را از زير لاك بيرون بياورد.
جبران خلیل جبران : هر جا كه زميني را بكاوي گنجي
خواهي يافت، اما بايد با ايمان يك دهقان زمين را بكاوي.
فرانسيس بيكن : يك انسان خردمند فرصتها و شانس ها را
مي سازد، نه اينكه در انتظار آنها بنشيند.
نيما يوشيج : محال از طرز فكر كردن ما به وجود مي آيد.
بوسكيو : آدم ها سعي مي كنند كه وقت كشي كنند، در
حالي كه اين زمان است كه آنها را مي كشد.
كلمنت استون : شما هماني هستيد كه فكر مي كنيد.
آلبرت هوبارد : بزرگترين اشتباهي كه كسي مرتكب مي
شود , اين است كه دائم از اشتباه كردن بترسد.
هرشل : يكي از راههاي خوشبختي اين است كه نسبت
به كوچكترين نعمت ها شكرگزار باشيم.
آلبركامو : شغل تنها زماني ارزش و اعتبار دارد كه آزادانه
پذيرفته شود.
مارو اكلينز : اگر به دنبال موفقيت نرويد خودش به دنبال
شما نخواهد آمد.
فيثاغورث : خشم با ديوانگي آغاز مي شود و با پشيماني
پايان مي پذيرد.
بعضيها...
بعضیها شعرشان سپید است، دلشان سیاه،
بعضیها شعرشان كهنه است، فكرشان نو،
بعضیها شعرشان نو است، فكرشان كهنه،
بعضیها یك عمر زندگی میكنند برای رسیدن به زندگی،
بعضیها زمینها را از خدا مجانی میگیرند و به بندگان
خدا گران میفروشند.
بعضیها حمال كتابند،
بعضیها بقال كتابند،
بعضیها انبارداركتابند،
بعضیها كلكسیونر كتابند
بعضیها قیمتشان به لباسشان است، بعضی به كیفشان
و بعضی
به كارشان،
بعضیها اصلا قیمتی ندارند،
بعضیها به درد آلبوم میخورند،
بعضیها را باید قاب گرفت،
بعضیها را باید بایگانی كرد،
بعضیها را باید به آب انداخت،
بعضیها هزار لایه دارند
بعضیها ارزششان به حساب بانكیشان است،
بعضیها همرنگ جماعت میشوند ولی همفكر جماعت
نه،
بعضیها را همیشه در بانكها میبینی یا در بنگاهها.
بعضیها در حسرت پول همیشه مریضند،
بعضیها برای حفظ پول همیشه بیخوابند،
بعضیها برای دیدن پول همیشه میخوابند،
بعضیها برای پول همه كاره میشوند.
بعضیها نان نامشان را میخورند،
بعضیها نان جوانیشان را میخورند،
بعضیها نان موی سفیدشان را میخورند،
بعضیها نان پدرانشان را میخورند،
بعضیها نان خشك و خالی میخورند،
بعضیها اصلا نان نمیخورند،
بعضیها با گلها صحبت میكنند،
بعضیها با ستارهها رابطه دارند.
بعضی ها صدای آب را ترجمه میكنند.
بعضی ها صدای ملائك را میشنوند.
بعضی ها صدای دل خود را هم نمیشنوند.
بعضی ها حتی زحمت فكركردن را به خود نمیدهند.
بعضی ها در تلاشند كه بیتفاوت باشند.
بعضی ها فكر میكنند چون صدایشان از بقیه بلندتر است،
حق با آنهاست.
بعضی ها فكر میكنند وقتی بلندتر حرف بزنند، حق با
آنهاست.
بعضی ها برای سیگار كشیدنشان همه جا را ملك
خصوصی خود
میدانند.
بعضی ها فكر میكنند پول مغز میآورد و بی پولی بی
مغزی.
بعضی ها برای رسیدن به زندگی راحت، عمری زجر
میكشند.
بعضی ها ابتذال را با روشنفكری اشتباه میگیرند.
بعضی از شاعران برای ماندگار شدن چه زجرها كه
نمیكشند.
بعضی ها یك درجه تند زندگی میكنند، بعضیها یك درجه
كند.
هیچكس بیدرجه نیست.
بعضی ها حتی در تابستان هم سرما میخورند.
بعضی ها در تمام زندگیشان نقش بازی میكنند.
بعضی از آدمها فاصله پیوندشان مانند پل است، بعضی
مانند
طناب و بعضی مانند نخ.
بعضی ها دنیایشان به اندازه یك محله است، بعضی به
اندازه یك شهر،
بعضی به اندازه كرة زمین و بعضی به وسعت كل هستی.
بعضی ها به پز میگویند پرستیژ
بعضی ها خیلی جورهای مختلف هستند.
شما چطور؟ آیا شما هم از این بعضی ها هستید ؟؟؟