اس و متنهای عاشقانه و عارفانه وخواندنی

اس ام اس

شروع دوباره

همدم
کنارم هستی و اما دلم تنگ میشه هر لحظه
خودت می دونی عادت نیست فقط دوست داشتن محضه
کنارم هستی و بازم بهونه هامو میگیرم
میگم وای چقدر سرده میام دستاتو میگیرم
یه وقت تنها نری جایی که از تنهایی میمیرم
از این جا تا دم در هم بری دلشوره میگیرم
فقط تو فکر این عشقم تو فکر بودن با هم
محاله پیش من باشی برم سرگرم کاری شم
می دونم كه یه وقتایی دلت میگیره از کارم
روزایی که حواسم نیست بگم خیلی دوستت دادم
تو هم مثل منی انگار از این دلتنگی ها داری
تو هم از بس منو می خوای یه جورایی خود آزاری
کنارم هستی و انگار همین نزدیکیاس دریا
مگه موهاتو وا کردی که موجش اومده اینجا
قشنگه رد پای عشق بیا بی چتر زیر برف
اگه حال منو داری می فهمی یعنی چی این حرف
میدونم که یه وقتایی دلت میگیره از کارم
روزایی که حواسم نیست بگم خیلی دوستت دارم
تو هم مثل منی انگار از این دلتنگی ها داری
تو هم از بس منو می خوای یه جورایی خود ازاری

*love*
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه سی ام آذر 1390ساعت 11:53  توسط م  | 

داستان و متن

ایمیل اشتباهی
روزی مردی به سفر میرود و به محض ورود به اتاق هتل،
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هفتم خرداد 1389ساعت 8:16  توسط م  | 

داستانهای مینی مالیستی

یک (روز) خانواده ی لاک پشتها تصمیم گرفتند که به پیک
نیک بروند.
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه بیست و هفتم فروردین 1389ساعت 19:7  توسط م  | 

خواندنی

پسر یک شیخ عرب برای تحصیل به اروپا رفت.

 یک ماه بعد نامه ای به این مضمون برای پدرش فرستاد:


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم فروردین 1389ساعت 8:56  توسط م  | 

دلتنگی

دلم برات تنگ شده.....اما من...من ميتونم اين دوري
رو تحمل كنم... به فاصله ها فكر نميكنم ... . ميدوني
چرا؟؟ آخه... جاي نگاهت رو نگاهم مونده.....هنوز عطر
دستات رو از دستام ميتونم استشمام كنم....رد
احساست روي دلم جا مونده ... ميتونم تپشهاي قلبت رو
بشمارم..........
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه نوزدهم فروردین 1389ساعت 11:48  توسط م  | 

شاید فردا دیر باشد

 

شاید فردا دیر باشد

روزی معلمی از دانش آموزانش خواست که اسامی همکلاسی هایشان را بر روی دو ورق  کاغذ بنویسند و پس از نوشتن هر اسم یک خط فاصله قرار دهند .

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه دوازدهم فروردین 1389ساعت 12:36  توسط م  | 

خداوندا

در اين سالي كه در پيش است نمي دانم چه تقديري مرا فرموده اي
ليكن در آغاز طلوع روشن سالي كه مي آيد
مرا در اين سيه سودا، وين سرماي پر سوز و سكوت سايه هاي سرد ياري كن
 و با تدبير پر مهرت سحرگاهان سروش سبز سيماي سعادت ساز ساقي هديه ام فرما

خداوندا
نمي دانم چه تقديري مرا فرموده اي ....... اما
براي مردمان خوب اين وادي
عطا فرما
هزار اميد
هزار و سيصد آگاهي
هزار و سيصد و هشتاد بهروزي
هزار و سيصد و هشتاد و نه لبخند زيبا را
پيشاپيش فرا رسيدن بهار 89 را تبريک عرض مي نمايم و از درگاه خداي متعال بهترينها را در سال جديد برايتان آرزودارم.

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هفتم اسفند 1388ساعت 7:59  توسط م  | 

اسسسسسسسسسسسسسسس

زغال قليونتم ، بکش خاکستر شيم.

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

زغال قليونتم رفيق! ميسوزم تا بسازمت!!!


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه هفدهم اسفند 1388ساعت 7:44  توسط م  | 

آخرين کلمات هرکس قبل از مرگ!

آخرين کلمات يک الکتريسين : خوب حالا روشنش کن...

آخرين کلمات يک انسان عصر حجر : فکر ميکني توي اين
غار چيه؟


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه هفدهم اسفند 1388ساعت 7:42  توسط م  | 

عشق یعنی

عشق یعنی ٬مستی و دیوانگی/عشق یعنی با جهان بیگانگی/عشق یعنی شب نخفتن تا سحر

عشق یعنی سجده ها با چشم تر/عشق یعنی سر به دار آویختن/عشق یعنی اشک حسرت ریختن

عشق یعنی سوختن و ساختن/عشق یعنی زندگی را باختن/عشق یعنی دیده بر در دوختن/

عشق یعنی در فراقش سوختن/ عشق یعنی انتظار و انتظار/عشق یعنی هر چه دیدن عکس یار

عشق یعنی شاعری دل سوخته/عشق یعنی آتشی افروخته/عشق یعنی با گلی گفتن سخن

عشق یعنی خون لاله بر چمن/عشق یعنی یک شقایق...............

+ نوشته شده در  شنبه هفدهم بهمن 1388ساعت 7:58  توسط م  | 

مطالب قدیمی‌تر